آيا حضرت عائشه با رسول الله برخورد تندى داشته است؟ (1)

شیعه از حضرت عایشه متنفر است و  بزعم خودش علت این تنفر را، همزیستی ناشایسته با رسول الله و جنگش با حضرت علی میداند، اما  بهانه شیعه به این خاطر قابل قبول نیست که خود رسول الله حضرت عایشه را بسیار دوست میداشت...

و به اعتراف خود شیعه (بزبان امروزى) هر ناز او را خریدار بود! ( بله به اعتراف  خود شیعه! و ثابت میکنم صبر کنید!)
و  اما حضرت علی،  ما  هرگز نشنیدیم که  ایشان یک کلمه پشت سر عایشه یا جلوی روی عایشه، حرف ناشایستی بزند، حتی وقتی ام المومنین شکست خورده در جلویش ایستاده بود ما دیدم رفتار علی را.... و رفتار علی را قبل از این و بعد از این شکست را  دیدیم


وقتی امیر المومنین علی، عمار پیر و پسرش حسن را به بصره فرستاد تا مردم را از گرد عایشه پراکنده کنند، حضرت عمار بلند و شد و سخنرانی کرد و گفت:
«ای مردم  قسم به الله  که من میدانم که عایشه  در دنیا و آخرت همسر رسول الله است، اما الله دارد  شما امتحان میکند که او را اطاعت میکنید یا عایشه را»
یعنی حتی در حال اختلاف، آنها هرگز نسبت به عایشه از ادب دور نشدند پس شیعه دوستی علی و حسن و عمار و رسول الله را بهانه نکند! چون  او پیرو آنها نیست. شیعه در بدگویی از زن رسول الله، پیرو و مقلد کعب بن اشرف  ؛شاعر یهودی مدینه؛ است که پیامبر دستور ترورش را صادر کرد و مسلمانی رفت و سر از تنش جدا کرد!
یعنی اگر حضرت رسول امروز زنده میبودند دستور میدادند سر های بدگویان به عایشه قطع شوند.

شیعه های زیدی که در کشاکش با خلفای بغداد، در طبرستان پنهان و طبرستان را مرکز قیام خود کرده  بودند و بلاخره دولت هم تشکیل دادند، هرگز رفتار شیعه های امروزی را نداشتند. در جلوی یکی از این امرای زیدی شخصی به حضرت عاشه توهین کرد امیر دستور داد که او را بکشند  اطرافیان گفتند: او  از مخلصان بشماست او طرفداران شماست!! امیر گفت نه او با توهین به عایشه به رسول الله توهین کرده و لیاقت زنده ماندن را ندارد و بر دستور خود پای فشرد و سر مرد از تن جدا شد!
کعب بن اشرف یهودی شاعر  هم برایش زنان پیامبر و زنان  مومنان مهم نبود، او زن پیامبر را ناسزا میگفت چون میدانست این  هجوگویی مساوی است با آزار دادن رسول الله.
اما از زمان صفوی ها  ما با قومی برخورد کردیم که زن رسول را به بهانه دوستی با رسول خدا فحش میدهند و این امکان ندارد که در  نیت خود صادق باشند!
حالا بیایید یک تهمت جدید شیعه را ببینید:

شیعه میگوید:
روایاتى در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت مى‌كند عائشه همسر رسول خدا
صلی الله علیه وآله‌ گاهى با آن حضرت برخوردهاى شدیدى داشته است؛ به طورى كه در برخى از موارد منجر به تردید در نبوت آن حضرت ‌شده و این مطلب را با پرخاشگرى به اطلاع آن حضرت مى‌رسانده است.
این برخوردها آن قدر تند بوده است كه حتى پدرش ابوبكر را نیز عصبانى مى‌كرد ما به جهت اختصار تنها به مواردى كه علماى اهل سنت صحت آن را تأیید كرده‌‌اند اشاره مى‌كنیم:
عبد الله بن زبیر از عائشه نقل مى‌كند كه گفت: (در سفر حجة‌ الوداع) توشه من سبكتر و شترم نیز تندرو بود؛ ولى توشه صفیه سنگین‌تر و شترش نیز كندروتر بود و سبب شده بود كه كاروان آرام حركت كند، رسول خدا (ص) فرمود: توشه عائشه را بر شتر صفیه و توشه صفیه را بر شتر عائشه بار كنید، تا كاروان تندتر حركت كند. عائشه مى‌گوید: وقتى این چنین دیدم گفتم: اى واى این زن یهودى پیش پیامبر از ما عزیزتر شد؟ رسول خدا فرمود: اى ام عبد الله (كنیه عائشه) توشه تو سبك و توشه صفیه سنگین است، این سبب شده است كه كاروان به آرامى حركت كند و ما توشه او را بر شتر تو و توشه تو را بر شتر او بار كردیم.
عائشه مى‌گوید كه من گفتم: آیا تو نیستى كه خیال مى‌كنى كه پیامبر خدا هستی؟ رسول خدا تبسم كرد و فرمود: آیا در این مسأله تردید داری؟ عائشه مى‌گوید: دو باره گفتم: آیا تو نیستى كه خیال مى‌كنى رسول خدا هستی! پس چرا عدالت را رعایت نمى‌كنى؟ ابوبكر كه بسیار تندخو بود، جلو آمد و به صورتم سیلى زد، رسول خدا فرمود: صبر كن اى ابوبكر!. ابوبكر گفت: اى پیامبر خدا مگر نشنیدى كه او چه گفت؟ رسول خدا فرمود: زنان وقتى غیرتشان به جوش مى‌آید، ته دره را از بالاى آن تشخیص نمى‌دهند.مسند أبی یعلی، ج8، ص129، ح4670
طبق روایات صحیح السندى كه گذشت، عائشه همسر رسول خدا با آن حضرت با آواز بلند و پرخاشگرانه صحبت كرده است؛ از طرف دیگر خداوند در قرآن كریم مى‌فرماید:
«یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَرْفَعُواْ أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبىِ‏وَ لَا تجَهَرُواْ لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تحَبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُون»‏. الحجرات/2.
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، صداى خود را از صداى پیامبر بلندتر مكنید و هم چنان كه با یكدیگر بلند سخن مى‏گویید با او به آواز بلند سخن مگویید، كه اعمالتان ناچیز شود و آگاه نشوید.

حال سؤال ما از دانشمندان و بزرگان اهل سنت این است كه آیا این بلند صحبت كردن عائشه، مصداق این آیه شریفه نیست؟ آیا بلند صحبت كردن فقط براى دیگر اصحاب جایز نبوده یا همسران آن حضرت را نیز شامل مى‌شده است؟
ما انتظار داریم كه علما و دانشمندان و متفكران اهل سنت تحلیل خود را از این روایات مطرح و پاسخ سؤالات مطرح شده را با منطق و برهان و به صورت مسالمت‌آمیز ارائه دهند.

پاسخ اهل سنت:
اى عالم شیعه!
هرکس که بگوید  حضرت محمد به باطل ادعای پیامبری داشت، یا بگوید محمد گمان میکند که پیامبر است و این گمان باطل است، چنین شخصی کافر است و اگر او زن پیامبری باشد کفرش زشت تر است، مثل کفر زن نوح و زن لوط که زشت تر از کفر باقی قوم بود و برای همین الله  نقش کفر آنها را برجسته  تر نقل کرد
اما هرکس میداند که زن لوط پنهانی خائن بود نه آشکارا، دلیلش هم این است که وقتی  سه فرشته بصورت سه جوان زیبا به پیش لوط آمدند او صبر کرد تا شب شود و در تاریکی آنها را به خانه برد پس به زنش اطمئنان داشت.
حالا سوال این است که چرا رسول الله صلی الله علیه وسلم عایشه را  که ( زبانم لال ) منکر نبوت او بود را اینقدر عزیز میداشت؟ زنی که حتی پدرش هم با او مخالف بود چرا  باید محبوب رسول الله باشد؟  مصلحت چی بود؟ الله چرا بین نوح و زنش جدایی انداخت و بین محمد صلی الله علیه و سلم و همسرش چرا جدایی نینداخت، حتی بعد از وفات رسول الله هم جدایی نیانداخت به هم زنها دستور آمد که 4 ماه و اندی عده نگه دارند به عایشه دستور آمد که مادام العمر عده نگه دارد! این یعنی چه؟ یعنی اینکه تا پایان عمر، عایشه همسر رسول الله باقی ماند که در بهشت نیز همسر او خواهد بود.


 اى عالمان شیعه خرد شما کجاست؟!
اصلا مگر ازدواج یک مسلمان با یک کافر در شریعت محمد جایز است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با یک زن منکر به نبوت( بزعم باطل شما ) تا آخر عمر زندگى کرد؟ تا آنجا که میدانم در فقه شیعه هم ازدواج با ملحد بی دین حرام است !
و حاشا که عایشه رضی الله عنها منکر نبوت رسول خدا صلی الله علیه وسلم شده باشد و آنچه شما مدعى آن هستید منکر و باطل هست و هذیانی بیش نیست.
پس شما باید اول این معضل را حل کنید و بیقین جوابی ندارید جز اینکه بیهود پرگویی نموده  و یا بحث را از مدار خود خارج نمایید
اگر جواب دارید بفرمایید ! میشنویم!

                                                                                            محمد باقر سجودی

دیدگاه ها

جناب سجودی: با عرض

جناب سجودی:

با عرض سلام

1-مطلب وسندی غیر قابل انکار از علمای شیعه در جسارت عایشه به مقام رسالت نقل فرمودید ولی در پاسخ با چند جمله مگر میشود سند قطعی را به نقد کشیده اید باید راجع به مدرک نظر میداید این مدرک صحیح است ونشانه ضعف ایمان عایشه در مقابل رسول خداست

2-همین ضعف ایمان عایشه عاقبت او را وادار کرد تا در مقابل وصی منصوص من الله رسول خدا دست به شمشیر ببرد و در میان مسلمین فتنه ایجاد نماید ثم کان عاقبه الذین اساوا السوا ان کذبوا بایات الله و علی ایت عظمی الهی است

3-خداون در سوره تحریم مثل عایشه و حفصه را (به استناد مدارک متواتر شیعه و سنی) به زن لوط و زن نوح تشبیه کرده است ایا حضرتعالی از کار خدا هم تعجب میکنید تعجب ندارد بلی میشود عایشه با وجود اینکه زن پیغمبر است به دلیل ضعف ایمان و عدم تقوی و قدرت طلبی به کفر گرایش پیدا کند که کرد

3-همه ان ناز و نوازشی که شما از رسول خدا در باره عایشه نقل میکنید(ولی سندی ارائه نکردیذ)عمدتا توسط خودش نقل شده است یا توسط دروغ پردازان بنی امیه ساخته و پرداخته شده است  و قابل اعتنا نیست

5-عایشه چه مقدار عده نگه داشت اخبار زشتی  در این زمینه در منابع اهل سنت دیده ایم جهت رعایت ادب از ذکر انها خودداری میکنم ولی اگر جنابعالی اخبار صحیح در این زمینه دارید خوشحال میشوم که انها را بشنوم اینجانب نیز از شنیدن ان اخبار پیرامون عایشه مشمئز شدم

با تشکر مازیار ایرانی

تصویر پروفایل ابومصعب سلفی

والسلام علی من التبع الهدی ده

والسلام علی من التبع الهدی

ده خط حرف زدی یک مدرک نیاوردی و گفتی میارم و یا زشته

نترس مدرکت رو بیار.من میخوام شیعه بشم.من رو اگاه کن

منتظرم رافضی

ولی اگر قرار به حرف باشه منم میگم تو افریقایی هستی و چیزهایی میدونم که شرم دارم تکرار کنم

خودت برو تحقیق کن ببین کجایی هستی؟؟!!!

فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿۱۷﴾

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ﴿۱۸﴾

مازیار محترم سلام شما متوجه

مازیار محترم سلام

شما متوجه مقصود مقاله نشده اید.... من عرض کردم شیعه عوض آنکه این حدیث را قبول کند، باید به اهل سنت ایراد میگرفت که این روایت درست نیست، چون  محال است که رسول الله   با همسری که صریحا ابراز کفر کرده  ، در  یک خانه  و زیر یک سقف  و در یک بستر  عمر را سپری کنند

اما شیعه حدیث را  آنهم  با معنی کفر آمیزش قبول کرده  و این جای تعجب و تاسف است.نکته مقاله این بود

 آما انچه که به گغته خودتان (( از اخبار زشتی که   در منابع اهل سنت  درباره عده نگه داشتن ام المومنین دیدید و جهت رعایت ادب از ذکر انها خودداری کردید ))

در این باره باید عرض کنم که خوب کردید!! الحمدلله دارید یاد میگیرید که مدافع  ناموس پیامبر  باشید  و حتی در این زمینه الحمدلله بفرموده خودتان از اهل سنت هم جلوتر هستید این خوب است.

اما بنده به نمایندگی از اهل سنت ( و یقین دارم همه سنی ها یکصدا  این وکلالت را بمن میدهند  و خدا کند شیعه ها هم بدهند ) میگویم هر حدیث زشتی  که  بر ضد پاکدامنی عایشه  روایت شده محکوم است.

اما درباره سند حدیث مقاله دوم را در این رابطه ببینید.

جنا ب اقای سجودی : با تشکر از

جنا ب اقای سجودی :

با تشکر از بیانات شما نکته ای را که فرمودید یک بار دیگر در مقاله مورد توجه قرار دادم اما از شما سوال میکنم مگر نمی فرمایید کفر زن لوط بارز بود ولی لوط با او چه کرد ایا او را طلاق دادنوح هم زن خود را طلاق نداد پس طبق قران میشود یک پیامبر همسر خود را با کفر ظاهر یا باطن به همسری نگاه دارد و طلاق ندهد

نکته دوم در سوره تحریم خداوند دو همسر پیامبر (عایشه و حفصه) رابه همسر لوط و نوح شبیه کرده است ایا شما نیاز به دلیلی بالاتر از قران دارید روایتی که شما نقل فرمودید نیز به همین مطلب قرانی دلالت دارد ایا نوز هم میتوانید به روایات عایشه اعتماد کنید شما را ارجاع میدهم به کتاب نقش عایشه در تاریخ اسلام نوشته مرحوم علامه عسگری

با تشکر مازیار ایرانی 

مازیار عریر سلام من نگفتم کفر

مازیار عریر سلام من نگفتم کفر زن لوط بارز و آشکار بود، بلکه برعکس....

حالا گیرم که بارز بود، اما  باز با غرق شدن او قانون زندگی با کافر ملغی شد

دوما  وقتی این ایه در قران هست چرا سعی میکنید ازدواح با زن مشرک را جایز بدانید ؟ آنهم با دلیل آوری از کار اقوام پیشین!!

  وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يؤْمِنَّ (البقرة/221)
و با زنان مشرک و بت‌پرست، تا ايمان نياورده‌اند، ازدواج نکنيد!

سوما وقتی شیعه و  سنی، هردو منفقآ معتقدند  که ازدواج با کافر  غیر اهل کتاب حرام است ، پس چه نیازی دارید به این استدلال آوری ها ؟ مگر شیعه نیستید؟

 و الله  جل جلاله  در سوره تحریم، هرگز  عایشه را  با زن لوط مقایسه نکرده ... مگر ممکن است که دز یک آیه بگوید عایشه ام المومنین است و در آیه دیگر بگوید کافر است؟!!

با احترام بشما و تشکر

به نام آنکه جان را فکرت

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

جناب آقای سجودی، با سلام بر شما. امیدوارم گفتگوهای خوب و مفیدی با هم داشته باشیم.
فرموده اید:

و به اعتراف خود شیعه (بزبان امروزى) هر ناز او را خریدار بود! ( بله به اعتراف  خود شیعه! و ثابت میکنم صبر کنید!)

بنده تا انتهای مطلب شما را خواندم (قسمت دوم را نیز)، ولی اثری از این اعتراف شیعه ندیدم!!! صبر من کم بوده یا ادعای شما نادرست؟!

اما خلاصه ی سخن شما حول حدیث عائشه در دو محور است: سند و محتوا. شما سند آن را طبق نظر آلبانی ضعیف دانستید، و در مورد محتوا آن را مغایر با زندگانی رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) با یک کافر شمردید.

الف) در خصوص سند باید بگویم ظاهراً کم لطفی نموده اید! زیرا علمای دیگری قبل از آلبانی بوده اند که راجع به سند این حدیث اظهار نظر کرده اند. علمائی که درجه و مقام و علم شان، هرگز قابل مقایسه با آلبانی نیست. کسانی مثل ابن حجر، عینی، و شامی. لطفاً توجه کنید:

1- ابن حجر عسقلانی شافعی (م 852 هـ)
در علم و درایت ابن حجر هیچ کسی نمی تواند اشکال کند. وی که یکی از پرکار ترین علمای اهل سنت بوده، در علوم مختلف حدیث، از جمله زوائد نویسی، شرح حدیث، رجال، مصطلح حدیث و غیر آن ها صائب نظر و صاحب تالیفات فراوانی بوده است.
وی در فتح الباری معروف ترین شرح صحیح بخاری، در مورد سند حدیث ابویعلی می گوید: اشکالی ندارد.
وقد أخرج أبو يعلى بسند لا بأس به عن عائشة مرفوعا أن الغيراء لا تبصر أسفل الوادي من أعلاه قاله في قصة .
فتح الباري شرح صحيح البخاري، ابن حجر العسقلاني الشافعي، ج 9 ص 325 ذیل ح 4927 - الناشر : دار المعرفة ، بيروت

عبد الرئوف مناوی (م 1031 هـ) نیز سخن ابن حجر را بدون رد و انکار نقل می نماید:
وقد أخرج أبو يعلى بسند قال ابن حجر رحمه الله لا بأس به عن عائشة رضي الله عنها مرفوعا : إن الغيرى لا تبصر أسفل الوادي من أعلاه .
فيض القدير شرح الجامع الصغير، عبد الرؤوف المناوي، ج 2 ص 316 ذیل ح 1767 - الناشر : دار الكتب العلمية ، بيروت

2- بدر الدین عینی حنفی (م 855 هـ)
وی هم یکی از شارحان معروف صحیح بخاری است و دقیقا ً نظری موافق ابن حجر دارد؛ یعنی می گوید: سند حدیث ابو یعلی اشکالی ندارد.
وقد أخرج أبو يعلى بسند لا بأس به عن عائشة رضي الله تعالى عنها مرفوعا أن الغيرة لا تبصر أسفل الوادي من أعلاه .
عمدة القاري شرح صحيح البخاري، بدر الدين العيني الحنفي، ج 20 ص 209 ذیل ح 5225 - الناشر : دار إحياء التراث العربي
 ، بيروت

3- شمس الدين شامی شافعی (م 942 هـ)
وی که یکی از سیره نویسان معتبر محسوب می گردد، در دو جای کتاب خود معروف به "السيرة الشامية" که به قول زرکلی آن را از هزار کتاب جمع نموده، حدیث مزبور را آورده و سند آن را دارای ویژگی های زیر می داند: خوب، قوی، بدون اشکال.

وروى أبو يعلى بسند لا بأس به وأبو الشيخ بن حيان بسند جيد قوي عن عائشة ... .
سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، الصالحي الشامي الشافعي، ج 9 ص 71 - الناشر : دار الكتب العلمية ، بيروت

روى أبو يعلى، وأبو الشيخ وابن حبان بسند جيد عن عائشة ... .
سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، الصالحي الشامي الشافعي، ج 11 ص 182 - الناشر : دار الكتب العلمية ، بيروت

4- همچنین حسين سليم أسد محقق معاصر کتاب ابو یعلی ذیل روایت اذعان می کند که: روات این حدیث ثقه هستند.
قال حسين سليم أسد : رجاله ثقات
مسند أبي يعلى، أبو يعلى الموصلي التميمي، ج 8 ص 129 ح 4670 - الناشر : دار المأمون للتراث ، دمشق

اما نور الدین هیثمی (م 807 هـ) که شما آن را ذکر کردید، نه حدیث را تضعیف نموده و نه تصحیح. البته شما سخنان وی را تقطیع نموده و کامل نقل نکردید!
عده ای هم به تضعیف حدیث پرداخته اند که ما در بند بعدی به آن می پردازیم.

ب) در خصوص محتوا باید بگویم اولا همان طور که جناب آقای ایرانی گفتند، در قرآن کریم هم به عائشه و حفصه تذکر داده شده که مراقب باشند تا به سرنوشت زنان لوط و نوح دچار نگردند. پس نه تنها امکان کفر ازواج انبیا هست، بلکه این قضیه قبلا هم رخ داده است. بد نیست به تفسیر الدر المنثور سیوطی ذیل آیه ی مورد بحث نظری بیفکنیم:
زنان لوط و نوح کافر بودند، و صلاح آن دو پیغمبر، برای زنان شان سودی نداشت؛ همان طور که کفر فرعون به همسرش آسیه ضرری وارد نکرد.

وأخرج ابن عدي والبيهقي في شعب الإِيمان وابن عساكر عن الضحاك رضي الله عنه في قوله : { فخانتاهما } قال : كانتا كافرتين مخالفتين .
وأخرج عبد الرزاق وعبد بن حميد وابن المنذر عن قتادة رضي الله عنه في قوله : { ضرب الله مثلاً } الآية قال : يقول لن يغني صلاح هذين عن هاتين شيئاً وامرأة فرعون لم يضرها كفر فرعون .
الدر المنثور، السيوطي، ج 8 ص 228

ثانیا چنان که گفته شد، عده ای از علمای اهل سنت به تضعیف حدیث پرداخته اند. افرادی همچون:
تاج الدین سبکی شافعی (م 771هـ) - زین الدین عراقی شافعی (م 806 هـ) - شهاب الدین بوصیری شافعی (م 840 هـ)
گرچه سبکی می گوید: من اصلا این حدیث را در کتب نیافتم (!) که سخنش ارزشی ندارد. اما دو نفر بعدی همانند آلبانی، حدیث را به خاطر محمد بن اسحاق بن یسار، ضعیف دانسته اند. اگرچه نوع تضعیف اینان از نظر ما محلّ اشکال است و نقل قول سه عالم بزرگ اهل سنت (ابن حجر، عینی و شامی) در ردّ این استدلال کفایت می کند؛ لیکن ما فعلا به آن کاری نداریم و بلکه نتیجه ای را که از این تضعیف حاصل می شود بیان می کنیم.
دقت کنید این سه نفر که حدیث مورد نظر را بررسی کرده اند، نگفته اند که این حدیث باطل و دروغ است، بلکه فقط سند حدیث و نه محتوایش را تضعیف نموده اند. این نکته ی بسیار مهمی است که شما از آن غافل بوده اید. دقت کنید که در مورد یک حدیث، تفاوت عمیق و زیادی است میان ضعیف دانستن سندش، و باطل یا موضوع یا منکر خواندن محتوایش. وقتی این افراد تنها به تضعیف سند می پردازند، معلوم می شود که متن آن را قبول دارند و آن را باطل یا نادرست نمی دانند؛ به خلاف شما جناب آقای سجودی!
بگذارید در اینجا ادامه ی سخن آلبانی را با هم ببینیم. وی حدیث مزبور را دوبار در کتابش ذکر کرده است. یک بار ج 6 ص 554 ح 2985 و بار دیگر در ج 10 ص 706 ح 4967 . اما وی در آخر بار دوم و بر مبنای سخن هیثمی می نویسد:
احتمال دارد که ابو الشیخ این حدیث را از دو طریق روایت کرده باشد، که در یکی از آن ها ابن اسحاق قرار دارد و در دیگری اسامه ی لیثی؛ همان طور که هیثمی گفته است. پس اگر کلامش صحیح باشد، این حدیث نزد من اقلا ً دارای رتبه ی "حَسَن" است.
ومن المحتمل أن يكون أبو الشيخ أخرجه من طريقين ، في أحدهما ابن إسحاق دون الطريق الأخرى ، وفي هذه الليثي فقط كما أفاده الهيثمي ؛ فإن صح كلامه ؛ فالحديث حسن عندي على أقل المراتب . والله أعلم .
سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة، الألباني، ج 10 ص 707

دیدید جناب سجودی! همان آلبانی که شما سخن وی را برای تضعیف سند آوردید، می گوید اگر این روایت دارای سند دیگری باشد، نزد من دارای سند "حَسَن" خواهد بود. پس علمای خودتان مضمون این حدیث را منکر نیستند.
اما شما چه برداشتی از این حدیث داشته اید؟ همان برداشتی که شیعه داشته است::

هرکس که بگوید  حضرت محمد به باطل ادعای پیامبری داشت، یا بگوید محمد گمان میکند که پیامبر است و این گمان باطل است، چنین شخصی کافر است و اگر او زن پیامبری باشد کفرش زشت تر است، مثل کفر زن نوح و زن لوط که زشت تر از کفر باقی قوم بود و برای همین الله  نقش کفر آنها را برجسته  تر نقل کرد.

حال شما این تناقض را حل کنید!

والسلام علی من اتبع الهدی

نقل قول از احسان

نقل قول از احسان عامری:

 

جناب آقای سجودی، با سلام بر شما. .فرموده اید:و به اعتراف خود شیعه (بزبان امروزى) هر ناز او را خریدار بود! ( بله به اعتراف  خود شیعه! و ثابت میکنم صبر کنید!)

بنده تا انتهای مطلب شما را خواندم (قسمت دوم را نیز)، ولی اثری از این اعتراف شیعه ندیدم!!! صبر من کم بوده یا ادعای شما نادرست؟!

   سلام بر شما

نوشته  شما را بترتیب جواب میدهم:

 - وقتی شیعه معتقد است که عایشه همیشه رسول الله را آزار میداده و کفر هم میگفته!!! با این وجود رسول الله با ایشان زیر یک سقف تا آخر عمر بسر برده این چه بخواهید چه نخواهید  یعنی اعتراف به اینکه عایشه محبوب پیامبر بوده است

اگر قانع شدید اعلام کنید تا بپردازم به بقیه انتقادات  شما

 

نقل قول از احسان عامری:الف)

نقل قول از احسان عامری:

الف) در خصوص سند باید بگویم ظاهراً کم لطفی نموده اید! زیرا علمای دیگری قبل از آلبانی بوده اند که راجع به سند این حدیث اظهار نظر کرده اند. علمائی که درجه و مقام و علم شان، هرگز قابل مقایسه با آلبانی نیست. کسانی مثل ابن حجر، عینی، و شامی. لطفاً توجه کنید:

1- ابن حجر عسقلانی شافعی (م 852 هـ)
در علم و درایت ابن حجر هیچ کسی نمی تواند اشکال کند. وی که یکی از پرکار ترین علمای اهل سنت بوده، در علوم مختلف حدیث، از جمله زوائد نویسی، شرح حدیث، رجال، مصطلح حدیث و غیر آن ها صائب نظر و صاحب تالیفات فراوانی بوده است.
وی در فتح الباری معروف ترین شرح صحیح بخاری، در مورد سند حدیث ابویعلی می گوید: اشکالی ندارد.
وقد أخرج أبو يعلى بسند لا بأس به عن عائشة مرفوعا أن الغيراء لا تبصر أسفل الوادي من أعلاه قاله في قصة .
فتح الباري شرح صحيح البخاري، ابن حجر العسقلاني الشافعي، ج 9 ص 325 ذیل ح 4927 - الناشر : دار المعرفة ، بيروت

آیا من گفتم که علمای ما در مورد همه احادیث نظر واحدی دارند؟ منکه عالم  علم حدیث نیستم فقط نظر علما را میویسم، وقتی   آنها را با  آرا مختلف دیدم  آنوقت فکر میکنم  که دلیل کدام قوی تر است حالا ابن حجر میگوید  سند اشکال ندارد  بسیارخوب آیا نظر ابن حجر را قبول دارید پس نظرش را کامل بنویسید: نظر ابن حجر این است{ شما یک خطش را چرا قیچی کردید؟ }جمله اي را كه قيچي كردید را با رنگ زرد و جمله ای را که از ابن حجر نوشتید با رنگ سرخ مشخص کردم آیا شما از کار خود شرمنده نیستید ؟

وَعَلَى هَذَا حَمَلَهُ جَمِيع مَنْ شَرَحَ هَذَا الْحَدِيث وَقَالُوا : فِيهِ إِشَارَة إِلَى عَدَم مُؤَاخَذَة الْغَيْرَاء بِمَا يَصْدُر مِنْهَا لِأَنَّهَا فِي تِلْكَ الْحَالَة يَكُون عَقْلهَا مَحْجُوبًا بِشِدَّةِ الْغَضَب الَّذِي أَثَارَتْهُ الْغَيْرَة . وَقَدْ أَخْرَجَ أَبُو يَعْلَى بِسَنَدٍ لَا بَأْس بِهِ عَنْ عَائِشَة مَرْفُوعًا " أَنَّ الْغَيْرَاء لَا تُبْصِر أَسْفَل الْوَادِي مِنْ أَعْلَاهُ " قَالَهُ فِي قِصَّة.

دیدید در جمله قیچی شده حافظ ابن حجر چی گفته ؟میگوید تمام شارحان حدیث همه شان گفتند که زن  وقتی در حالت غیرت است عقلش زایل است و لذا مواخذه نمیشود یعنی ایشان میگوید به اعتقاد همه شارحان حدیث، عایشه را برای سخنانش  و رفتارش در حالت غیرت مواخذه نباید کردچون رسول الله مواخذه نکرده است. 

 پس ابن حجر هم سخن ما را میگوید یعنی میگوید محال است رسول الله با زن کافر همه عمر را بسر برد و شما با دوخت و دوزهای بچه گانه چه چیز را میخواهید ثابت کنید؟

آیا قانع شدید اگر بله پس اعلام کنید تا بحث را ببریم جلو!!! اگر نه، چرا نه؟

 

تصویر پروفایل ابوبکر_قشمی

یک نکته

یکی از کاربران به نام مازیار نوشتند:
«همه ان ناز و نوازشی که شما از رسول خدا در باره عایشه نقل میکنید(ولی سندی ارائه نکردید)عمدتا توسط خودش نقل شده است یا توسط دروغ پردازان بنی امیه ساخته و پرداخته شده است و قابل اعتنا نیست»
بگذریم از اینکه بزرگانی چون حضرت علی و عمار و ابن عباس ، احادیثی در مدح ام المؤمنین عائشه نقل کرده اند ولی
ولی یا شیعة الکرام خجالت هم خوب چیزیست ، شمایی که ام المؤمنین را متهم به جعل حدیث می کنید،چرا وقتی خود او علیه خودش گواهی می دهد نتیجه نمی گیرید که این نشانۀ صادق بودن وی می باشد؟؟؟

ای آیت حق بی خبران را خبری کن.

تصویر پروفایل ابوبکر_قشمی

ادامه اگر ام المؤمنین دروغگو

ادامه
اگر ام المؤمنین دروغگو بودند که این روایت که دست آویز شما شده را نقل نمی کردند.
گذشته از آن اگر ام المؤمنین جعال بود پس آن همه احادیث و قول که از او در مورد اهل بیت نقل شده نیز کذب هستند، چرا مدح اهل بیت از زبان حضرت عائشه دُر افشانی به حساب می آید ولی نقل قولی در مورد خودش می شود جعل حدیث؟چرا یک بام و دو هوا!!

ای آیت حق بی خبران را خبری کن.