بخش اول اين نوشته را قبلا خوانديد، حالا بياييم مكرهاي علماي شيعه را در نقل ين حديث ببينيم: اولا اين حديث با آن معني قبيح نميتواند درست باشد. اين محال است، که عايشه چنين بگويد، اين محال است ولي اگر عايشه اين سخن را گفته
پس ام مومنين عجب کسي بوده و عجب محبوب پيامبر بوده که پيغمبر بعد از همه اين حرف و حديثها بازم دوسش داشته و الا 3 طلاقش مي کرد.
شيعه در جواب ميگويد: ابو هريره و عبد الله بن عباس ميگويند:پيامبر اکرم (صلي الله عليه و اله) درآخرين خطبه در مدينه ايراد فرمودند: وهر کس که بر بد اخلاقي زنش صبر کند و منتظر اجري بر اين صبر خود باشد خداوند به خاطر هر مرتبه که صبر ميکند به او همان پاداشي ميدهد که به ايوب عليه السلام به خاطر صبر بر بلاهايي که بر او نازل شد داده است .و البته زن او سنگيني بار بد رفتارش را در هر روز و شب بر دوش خواهد کشيد آنهم به سنگيني تپه هاي انبوه شن ...»
خداوند وجود مبارک پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) را اسوه حسنه قرار دادند براي همه امور. از جمله صبر در برابر همسر نافرمان.
پاسخ ما:
اگر از اين جواب دختر مادر مرده هم خنديد تعجب نکنيد
اولا چرا الله علي را در اينجا اسوه قرار نداد ؟
دوما اي بدبخت چرا داري به زنهاي مردم حرف بد ياد ميدهي تا با خيال راحت و بدون ترس از واکنش شوهر، او را در دنيا آزار دهند!! بعد دروغ خود را به رسول الله نسبت ميدهي در حاليکه رسول الله عکس آنچه تو ميگويي را فرموده است ! بفرما اينهم حديث صحيح با آدرس:
5386 - ثلاثة يدعون الله عز و جل فلا يستجاب لهم: رجل كانت تحته امرأة سيئة الخلق فلم يطلقها و رجل كان له على رجل مال فلم يشهد عليه و رجل آتى سفيها ماله و قال الله تعالى: { وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ } .
تخريج السيوطي ( ك ) عن أبي موسى .تحقيق الألباني( صحيح ) انظر حديث رقم: 3075 في صحيح الجامع .
يعني پيامبر فرمود: خداوند دعاي سه شخص را قبول نميكند اول کسيکه همسر بد اخلاق دارد و طلاقش نميدهد دوم مردي به ديگري مالي ميدهد و شاهد ( و سند) نميگيرد و سوم کسي که مال خود را به ابله ميدهد چون الله فرمود مال خود به ابله ندهيد
اي بدبخت سخن رسول الله را برعکس نقل ميکني؟!!
البته ما حديث داريم که با همسر مدارا کنيم اما نه اينکه کفر بگويد يا هميشه شوهرش را زير دست بخواهد، و در عوض ما در رويش بخاطر کفر گويش بخنديم!!! پس اين حديث با اين معني محال است که درست باشد !
البته يک راه دارد که اين حديث را توجيه کنيم و آن اينکه بگوييم منظور حضرت عايشه اين نبود، منظورش اين بود که مگر تو رسول الله نيستي پس چرا عدل نميکني؟ اما چون عصباني و جوانسال بود نتوانست منظور خود را درست بيان کند، در غير اين صورت اين حديث محال است که راست باشد، زيرا طعن به خود رسول الله است که چرا عکس العمل نشان ندادند.
اما حديث درست نيست و محدث مشهور امام حافظ هيثمي در مجمع الزوائد آنرا نادرست دانسته و علت را هم ذکر کرده علت ضعف را نيز اسحاق و سلمه دانسته است و ميگويد:
" فيه محمد بن إسحاق وهو مدلس وسلمة بن الفضل وبقية رجاله رجال الصحيح"
شيعه ميگويد:
هيثيمي حق ندارد بگويد حديث ضعيف است او بهتر ميفهمد يا ما؟ معلوم است که ما شيعه ها بهتر از حافظ هيثمي در اسناد حديث اهل سنت خبره هستيم دليل خبره گي ما هم همين است که ما کچلي هستيم که تا حالا نتوانستيم سر کل خود را درمان کنيم! پس چون نتوانستيم سر کچل خود را علاج کنيم به همين دليل متخصص رويش مو در جهان هستيم! يعني اينکه ما تا حالا معلوم نکرديم سند احاديث هيچکدام از کتب شيعه را ( اين يعني کچل بودن خود شيعه ) اما روي حرف امام هيثيمي حرف ميزنيم ( اين يعني دکتر متخصص بودن در درمان کچلي ديگران )
و ما ميپرسيم: جناب متخصص!! چرا هيثيمي حق ندارد بگويد اين حديث ضعيف است؟
شيعه ميگويد:
1- چونکه محمد بن اسحاق خود از روات بخاري و مسلم و بقيه صحاح و صاحب سيره معروف است ! اگر او را زير سوال ببريد در واقع يكي از روات بخاري و مسلم را زير سوال برده و اين مخالف مبناي رجالي علماي اهل سنت است .
2- سلمة بن فضل مختلف فيه است و حداكثر روايت او ميشود حسن و نه ضعيف! جالب است كه الباني 50 روايت را با همين قاعده در كتاب «السلسلة الصحيحة» مورد پذيرش قرار داده است !
پاسخ ما:
سبحان الله اين قوم چرا اينهمه دروغ ميگويد؟
محمد بن اسحاق از چه وقتي از رجال بخاري شده چرا دروغ به اندازه نميگويند ؟
عجيب اينكه شيخ آلباني را هم طرفدار خود ميداند و آدرس هم ميدهد!! در حاليکه شيخ نظر خود را درباره اين حديث نوشته پس شيعه چرا بالا و پايين ميپرد؟
اينهم متن نوشته شيخ آلباني که در شرح حديث شماره 2958 در السلسلة الضعيفة والموضوعة... ايشان اين حديث را نادرست ميدانند:
2985 -- ( إن الغيرى لا تبصر أسفل الوادي من أعلاه . [ إنما التجني في القلب ] ) .
قال الألباني في " السلسلة الضعيفة والموضوعة " 6/554:(ضعيف)
رواه أبو يعلى في " مسنده " ( 222/2 )، وأبو الشيخ في " الأمثال " ( 36/56 ) عن سلمة بن الفضل عن محمد بن إسحاق عن يحيى بن عباد بن عبد الله بن الزبير عن أبيه عن عائشة أنها قالت:" وكان متاعي فيه خفة، وكان على جمل ناج، وكان متاع صفية فيه ثقل، وكان على جمل ثفال بطىء يتبطأ بالركب، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: حولوا متاع عائشة على جمل صفية، وحولوا متاع صفية على جمل عائشة حتى يمضي الركب، قالت عائشة: فلما رأيت ذلك قلت: يا عباد الله ! غلبتنا هذه اليهودية على رسول الله صلى الله عليه وسلم، قالت: فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: يا أم عبد الله ! إن متاعك كان فيه خف، وكان متاع صفية فيه ثقل، فأبطأنا الركب، فحولنا متاعها على بعيرك، وحولنا متاعك على بعيرها، قالت: فقلت: ألست تزعم أنك رسول الله ؟ قالت: فتبسم، قال: أوفي شك أنت يا أم عبد الله ؟ قالت: قلت: ألست تزعم أنك رسول الله ؟ فهلا عدلت ؟ وسمعني أبو بكر وكان فيه غرب أو حدة، فأقبل علي فلطم وجهي، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: مهلا يا أبا بكر، فقال: يا رسول الله! أما سمعت ما قالت؟! فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: فذكره .
قلت: وهذا سند ضعيف ؛ وفيه علتان:الأولى: عنعنة ابن إسحاق ؛ فقد كان يدلس .
والأخرى: ضعف سلمة بن الفضل - وهو الأبرش - قال الحافظ في " التقريب ":" صدوق كثير الخطأ " .
شيعه ميگويد:
در مجمع الزوائد همين روايت را با دو سند نقل كرده و سند طبراني را تضعيف و سند بزار را تصحيح كرده است ! بهتر است به جاي مراجعه به برنامههاي اهل سنت كه عموما پر از مطالب يكسويه و جهت دار است، به خود كتاب مراجعه كنيد .
پاسخ ما:
و اگر سندي صحيح در دست ميبود، شما ذکر نميکرديد؟!!!! خب کجاست نشان بدهيد؟!!
براي اينکه دروغش را راست کند تمام اهل سنت را زير سوال ميبرد و ميگويدکه به برنامه مکتب شامله و غيره اعتنا نکند، بلکه به آدرس نخود سياهي که من شيعه ميدهم اعتنا کنيد و برويد دنبالش !! همانطور که عوام شيعه را فرستاديم دنبالش!!
محمد باقر سجودى
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
دیدگاه ها
به نام آنکه جان را فکرت
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
با سلام خدمت خوانندگان محترم و آقای سجودی.
بنده مطالبی حول این موضوع در قسمت اول نوشتم. لطفا مراجعه شود.
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
به نام آنکه جان را فکرت
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
جناب آقای سجودی فرموده اند:
ظاهرا ً آقای سجودی فقط بلدند ادعا کنند! زیرا ادعا کردن کار ساده ایست، اما اثبات ادعا امری دشوار و طاقت فرسا!
در پاسخ باید گفت:
اگر ایشان به رجال بخاری اشراف داشت، یا اگر این علم و آگاهی را نداشت ولی یک نظر اجمالی به صحیح بخاری می انداخت، متوجه می شد که بخاری احادیث فراوانی را از وی در کتابش نقل کرده است. در اینجا به تعدادی از این موارد اشاره می شود. (نشانی های داده شده از چاپ "دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت" می باشد.)
1
قال أبو عبد الله وقال ابن إسحاق حدثني بشير مثله
صحيح البخاري، ج 2 ص 839 ذیل ح 2254
2
وقال ابن إسحاق في حديثه عن نافع عن ابن عمر رضي الله عنهما كانت العرايا أن يعري الرجل في ماله النخلة والنخلتين
صحيح البخاري، ج 2 ص 774 ذیل باب تفسير العرايا
3
ورواه الليث وابن أبي ذئب وابن إسحاق وجويرية ويحيى بن سعيد وإسماعيل بن أمية عن نافع عن ابن عمر رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه و سلم مختصرا
صحيح البخاري، ج 2 ص 893 ذیل ح 2389
4
وقال ابن إسحاق عن وهب عن جابر صلاة الظهر
صحيح البخاري، ج 2 ص 964 ذیل ح 2562
5
وتابعه ابن إسحاق عن نافع عن ابن عمر عن النبي صلى الله عليه و سلم
صحيح البخاري، ج 3 ص 1090 ذیل باب كراهية السفر بالمصاحف إلى أرض العدو
6
وقال ابن إسحاق عبد شمس وهاشم والمطلب إخوة لأم وأمهم عاتكة بنت مرة وكان نوفل أخاهم لأبيهم
صحيح البخاري، ج 3 ص 1143 ذیل ح 2971
7
تابعه ابن إسحاق حدثني يحيى بن عروة عن عروة قلت لعبد الله بن عمرو .
صحيح البخاري، ج 3 ص 1400 ذیل ح 3643
8
قال ابن إسحاق أول ما غزا النبي صلى اله عليه وسلم الأبواء ثم بواط ثم العشيرة
صحيح البخاري، ج 3 ص 1435 ذیل باب غزوة العشيرة أو العسيرة
9
قال ابن إسحاق حدثنا عاصم بن عمر أنها بعد أحد
صحيح البخاري، ج 3 ص 1498 ذیل باب غزوة الرجيع
10
وقال ابن إسحاق سمعت وهب بن كيسان سمعت جابرا خرج النبي صلى الله عليه و سلم إلى ذات الرقاع من نخل فلقي جمعا من غطفان فلم يكن قتال وأخاف الناس بعضهم بعضا فصلى النبي صلى الله عليه و سلم ركعتي خوف
صحيح البخاري، ج 4 ص 1512 ذیل ح 3898
11
قال ابن إسحاق وذلك سنة ست .
صحيح البخاري، ج 4 ص 1515 ذیل باب غزوة بني المصطلق
12
وزاد ابن إسحاق حدثني ابن أبي نجيح وأبان بن صالح عن عطاء ومجاهد عن ابن عباس قال تزوج النبي صلى الله عليه و سلم ميمونة في عمرة القضاء
صحيح البخاري، ج 4 ص 1553 ذیل ح 4011
13
وقال ابن إسحاق عن يزيد عن عروة هي بلاد بلي وعذرة وبني القين
صحيح البخاري، ج 4 ص 1583 ذیل باب غزوة ذات السلاسل
14
قال ابن إسحاق غزوة عيينة بن حصن بن حذيفة بن بدر بني العنبر من بني تميم . بعثه النبي صلى الله عليه و سلم إليهم فأغار وأصاب منهم ناسا وسبى منهم نساء
صحيح البخاري، ج 4 ص 1587 ذیل ح 4107
15
وقال ابن إسحاق عن عبد الرحمن بن الأسود عن أبيه عن عبد الله
صحيح البخاري، ج 4 ص 1879 ذیل ح 4646
بلی شاید ایشان نه علم به رجال بخاری داشته، و نه حوصله ی مطالعه ی کتاب وی را داشته است. خوب یک محقق باید هم این چنین دقیق باشد!!!!!!!! اما ایشان می توانست سری به کتاب حافظ مزی یا حافظ ابن حجر بزند و بفهمد که آیا محمد بن اسحاق جزء روات صحیح بخاری هست یا نه:
5057 - خت م 4 محمد بن إسحاق بن يسار بن خيار
استشهد به البخاري في الصحيح وروى له في كتاب القراءة خلف الإمام وغيره وروى له مسلم في المتابعات واحتج به الباقون .
تهذيب الكمال، المزي، ج 24 صص 405 و 428
51 - خت م 4 (البخاري في التعاليقومسلم والاربعة). محمد بن اسحاق بن يسار بن خيار
روى له مسلم في المتابعات وعلق له البخاري.
تهذيب التهذيب، ابن حجر العسقلاني، ج 9 صص 34 و 39
به نظر می رسد آقای سجودی حاضر نیست کوچک ترین زحمتی برای تحقیق به خود بدهد، در عوض می تواند دیگران را متهم به دروغگوئی نماید!
حال بد نیست بدانیم نظر بخاری صاحب صحیح ترین کتاب حدیثی اهل سنت در مورد محمد بن اسحاق چیست.
قبلا دیدیم که وی در کتاب صحیحش در موارد فراوانی به سخن و حدیث وی استناد و استشهاد می کند، پس قطعاً وی را قبول داشته است. بخاری نزدیک به 10 حدیث از طریق وی در کتاب "القراءة خلف الإمام" می آورد. معلوم است که برای دادن حکمی فقهی، باید سند حدیث بسیار مطمئن باشد. لذا وقتی بخاری برای حکم قرائت نماز به روایات وی تکیه می کند، این نشان از وثوق بخاری به وی می باشد.
خود بخاری نام محمد بن اسحاق را در یکی از کتب رجالیش آورده، و به سخنان زهری، شعبه و سفیان بن عیینه در اعتماد به وی بسنده می کند.
زهری می گوید: هرکس که مغازی را می خواهد، باید از محمد بن اسحاق بپرسد. سفیان بن عیینه می گوید:احدی را ندیدم که ابن اسحاق را متهم کرده باشد. و شعبه می گوید:ابن اسحاق در حفظ احادیث امیر محدثیناست.
محمد بن اسحاق مولى قيس بن مخرمة القرشى مدينى كنيته أبو بكر . روى عنه الثوري وابن ادريس. قال لى على بن عبد الله عن ابن عيينة قال الزهري من اراد المغازى فعليه بمولى قيس بن مخرمة هذا، قال ابن عيينة ولم أر احدا يتهم ابن اسحاق. قال لى عبيد بن يعيش سمعت يونس بن بكير يقول سمعت شعبة يقول محمد بن اسحاق امير المحدثين بحفظه.
التاريخ الكبير، البخاري، ج 1 ص 40 رقم 61
همچنین خطیب بغدادی با سند خویش از بخاری نقل می کند که وی سخنانی در تائید محمد بن اسحاق از استادش ابن المدینی می آورد.
بخاری می گوید:ابن المدینی را دیدم که به حدیث ابن اسحاق احتجاج می کردو از سفیان بن عیینه نقل می کرد که گفته: احدی را ندیدم که ابن اسحاق را متهم کرده باشد. ابن المدینی به من گفت: من در کتاب ابن اسحاق نظر کردم و جز بر دو حدیث ایراد نگرفتم، و ممکن است که آن دو حدیث هم صحیح باشند.
محمد بن إسماعيل البخاري قال : رأيت علي بن عبد الله يحتج بحديث بن إسحاق . وقال علي عن بن عيينة ما رأيت أحدا يتهم بن إسحاق . وقال لي علي بن عبد الله نظرت في كتاب بن إسحاق فما وجدت عليه إلا في حديثين ويمكن أن يكونا صحيحين.
تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 1 ص 231
دقت کنید که بخاری همواره می گفته:
من خودم را نزد هیچ کس کوچک نیافتم، مگر نزد علی بن مدینی. و از دهان انسانی حدیثی نشنیدم، مگر این که نزد من حدیث شنیدن از دهان علی بن مدینی دوست داشتنی تر است.
إبراهيم بن معقل يقول : سمعت محمد بن إسماعيل البخاري يقول : ما استصغرت نفسي عند أحد إلا عند علي بن المديني.
إسحاق بن أحمد بن خلف يقول : سمعت محمد بن إسماعيل غير مرة يقول : ما تصاغرت نفسي عند أحد إلا عند علي بن المديني ، ما سمعت الحديث من في انسان أشهى عندي أن أسمعه من في علي .
تهذيب الكمال، المزي، ج 21 ص 18 و ج 24 ص 451
به این ترتیب میزان علم و آگاهی آقای سجودی، و نیز تتبع و تفحص شان به خوبی معلوم می شود!
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
به نام آنکه جان را فکرت
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
قبلا گفتیم عده ای از علمای اهل سنت سند حدیث عائشه را خوب دانسته اند. افرادی همچون:
ابن حجر عسقلانی (م 852 هـ) - بدر الدین عینی (م 855 هـ) - شمس الدين شامی (م 942 هـ) - حسين سليم أسد (معاصر)
در مقابل عده ای هم به تضعیف سند این حدیث عائشه پرداخته اند. افرادی همچون:
تاج الدین سبکی (م 771هـ) - زین الدین عراقی (م 806 هـ) - نور الدین هیثمی (م 807 هـ) - شهاب الدین بوصیری (م 840 هـ) - ناصر الدین آلبانی (م 1430 هـ)
سبکی می گوید: من اصلا سندی برای این حدیث در کتب نیافتم (!) که سخنش ارزشی ندارد.
وهذا فصل جمعت فيه جميع ما في كتاب الإحياء من الأحاديث التي لم أجد لها إسنادا من كتاب العلم .
حديث أن عائشة قالت للنبي ( صلى الله عليه وسلم ) وأنت الذي تزعم أنك رسول الله فتبسم ( صلى الله عليه وسلم ) .
طبقات الشافعية الكبرى، تاج الدين السبكي، ج 6 صص 287 و 310 - الناشر : هجر
اما بقیه ی نفرات همگی حدیث را به خاطر تدلیس"محمد بن اسحاق بن یسار" ضعیف دانسته اند:
حديث ( قالت له عائشة مرة غضبت عنده وأنت الذي تزعم أنك نبي فتبسم رسول الله )
أبو يعلى في مسنده وأبو الشيخ في كتاب الأمثال من حديث عائشة وفيه ابن إسحاق وقد عنعنه .
المغني عن حمل الأسفار، زين الدين العراقي، ج 1 ص 391 - الناشر : مكتبة طبرية ، الرياض
رواه أبو يعلى بسند ضعيف ، لتدليس ابن إسحاق.
إتحاف الخيرة المهرة بزوائد المسانيد العشرة، شهاب الدين البوصيري، ج 3 ص 154 - الناشر : دار الوطن ، الرياض
رواه أبو يعلى وفيه محمد بن إسحاق وهو مدلس .
وسلمة بن الفضل وقد وثقه جماعة ابن معين وابن حبان وأبو حاتم وضعفه جماعة وبقية رجاله رجال الصحيح .
مجمع الزوائد ومنبع والفوائد، نور الدين الهيثمي، ج 4 ص 591 ح 7694 - الناشر : دار الفكر ، بيروت
قلت : وهذا سند ضعيف ؛ وفيه علتان :
الأولى : عنعنة ابن إسحاق ؛ فقد كان يدلس .
والأخرى : ضعف سلمة بن الفضل - وهو الأبرش - قال الحافظ في " التقريب " : " صدوق كثير الخطأ " .
سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة، ناصر الدين الألباني، ج 6 ص 555 - الناشر : دار المعارف ، الرياض
قلت : وهذا إسناد ضعيف :
لعنعنة ابن إسحاق ؛ فإنه مدلس .
وسلمة بن الفضل كثير الخطأ ؛ كما قال الحافظ .
سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة، ناصر الدين الألباني، ج 10 ص 707 - الناشر : دار المعارف ، الرياض
البته چنان که مشاهده می شود، هیثمی و آلبانی به ضعف "سلمة بن الفضل" هم اشاره کرده اند.
اشکال اول سند - تدلیس "محمد بن اسحاق"
اگر قرار باشد تدلیس افراد ثقه و صدوق ضرری به حدیث وارد کند، آن گاه بسیاری از احادیث اهل سنت از حجیّت خواهند افتاد. در شیوع تدلیس میان روات اهل سنت همین بس که شعبه می گوید:
احدی از اصحاب حدیث را ندیدم مگر این که تدلیس می کرد، الّا ابن عون و عمرو بن مره.
شعبة قال ما رأيت أحدا من أصحاب الحديث إلا يدلس إلا ابن عون وعمرو بن مرة .
تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 31 ص 345
تهذيب الكمال، المزي، ج 22 ص 235
سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج 5 ص 197
تهذيب التهذيب، ابن حجر، ج 8 ص 90
اگرچه این سخن کمی با اغراق و مبالغه همراه است، اما تعداد روات متهم به تدلیس نزد اهل سنت فراوان هستند. کافی است به تعداد این افراد در کتب مدلسین، نیم نگاهی داشته باشیم:
ذكر المدلسين، النسائي
22 نفر
التبيين لأسماء المدلسين، سبط ابن العجمي
93 نفر
تعريف اهل التقديس بمراتب الموصوفين بالتدليس، ابن حجر العسقلاني
174 نفر
أسماء المدلسين، جلال الدين السيوطي
71 نفر
با یک جستجوی ساده در برنامه ی مورد علاقه ی آقای سجودی (!) یعنی المکتبة الشاملة، نام 24 تن از روات جمیع کتب ششگانه ی اهل سنت که اهل تدلیس هستند، پیدا می شود. البته تعداد روات مدلس کتب ستّه بیش از این هاست. ولی ما تنها آن هائی را جستجو کردیم که در هر شش کتاب دارای حدیث هستند. جالب این که در میان این افراد، کسانی مانند حسن بصری، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، و ابن جریج از بزرگان فقه، حدیث و تفسیر اهل سنت حضور دارند.
اگر قرار باشد به خاطر تدلیس فردی حدیث وی را دور بیندازیم، اول از همه باید این کار را در مورد معتبر ترین و موثق ترین کتاب های اهل سنت یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم انجام دهیم! زیرا هم بخاری و هم مسلم متهم به تدلیس هستند!!!!
(23) ق س محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاري الامام
تعريف اهل التقديس بمراتب الموصوفين بالتدليس، ابن حجر العسقلاني، ص 24
61 - ت محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المثيرة شيخ الاسلام البخاري
التبيين لأسماء المدلسين، سبط ابن العجمي، ص 48
(28) ت مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري الامام المشهور
تعريف اهل التقديس بمراتب الموصوفين بالتدليس، ابن حجر العسقلاني، ص 26
74 - ت مسلم بن الحجاج بن مسلم الحافظ
التبيين لأسماء المدلسين، سبط ابن العجمي، ص 55
البته شاید گفته شود قبول روایت از مدلسین زمانی است که به شنیدن حدیث با عباراتی چون "حدثنا" تصریح کنند. لذا وقتی یک فرد مدلس از عبارت "عن" برای بیان حدیث استفاده می کند، نمی توان حدیث وی را پذیرفت. چنان که تضعیف کنندگان حدیث مورد بحث همین اشکال را در خصوص محمد بن اسحاق کرده اند.
در پاسخ به ذکر تنها چند حدیث از همین محمد بن اسحاق در کتب ستّه اکتفا می کنیم، که در آن ها وی از همین عبارت "عن" استفاده نموده، اما حدیثش توسط شیخین بخاری و مسلم و نیز آلبانی صحیح دانسته شده است! شمار این احادیث از 50 هم می گذرد!!
الف) احادیث معنعن ابن اسحاق در صحیح بخاری (دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت)
1
وقال ابن إسحاق في حديثه عن نافع عن ابن عمر
صحيح البخاري، ج 2 ص 774 ذیل باب تفسير العرايا
2
وقال ابن إسحاق عن وهب عن جابر
صحيح البخاري، ج 2 ص 964 ذیل ح 2562
3
وتابعه ابن إسحاق عن نافع عن ابن عمر عن النبي صلى الله عليه و سلم
صحيح البخاري، ج 3 ص 1090 ذیل باب كراهية السفر بالمصاحف إلى أرض العدو
4
وقال ابن إسحاق عن يزيد عن عروة
صحيح البخاري، ج 4 ص 1583 ذیل باب غزوة ذات السلاسل
5
وقال ابن إسحاق عن عبد الرحمن بن الأسود عن أبيه عن عبد الله
صحيح البخاري، ج 4 ص 1879 ذیل ح 4646
ب) حدیث معنعن ابن اسحاق در صحیح مسلم (دار الجيل و دار الأفاق الجديدة - بيروت)
وحدثنيه فضل بن سهل حدثنا يزيد بن هارون أخبرنا محمد بن إسحاق عن نافع وعبيد الله بن عبد الله عن ابن عمر
صحيح مسلم، ج 4 ص 20 ح 2932
به دلیل فراوانی احادیث معنعن ابن اسحاق در سنن سه گانه، تنها به ذکر نشانی آن ها اکتفا می شود.
ج) احادیث معنعن ابن اسحاق در سنن ابن ماجه (دار الفكر - بيروت)
ج 1 صص 40 و 71 و 85 و 100 و 274 و 316 و 359 و 381 و 470 و 480 و 578 و 647 و 665 و 666
ج 2 صص 728 و 859 و 886 و 1015 و 1064 و 1189 و 1215 و 1219 و 1226 و 1445
د) احادیث معنعن ابن اسحاق در سنن ترمذی (دار إحياء التراث العربي - بيروت)
ج 5 صص 125 و 250 و 274 و 279 و 321 و 730
د) احادیث معنعن ابن اسحاق در سنن نسائی (مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب)
ج 1 ص 295 + ج 6 ص 199 + ج 7 صص 115 و 130 و 131 + ج 8 صص 160 و 257
توجه کنید که این احادیث همگی از سوی خود آلبانی صحیح دانسته شده اند! پس چرا آلبانی حدیث معنعن "محمد بن اسحاق" را که در مورد عائشه است، تضعیف می نماید؟! آیا پای امیال شخصی در میان است؟!!!
اشکال دوم سند - ضعف "سلمة بن الفضل"
هیثمی گفته: عده ای وی را توثیق کرده و برخی وی را تضعیف نموده اند. بلی یحیی بن معین، ابو حاتم رازی، محمد بن سعد، ابن حبان، ابو داود، ابن عدی و احمد حنبل وی را توثیق کرده اند. در مقابل نسائی، بخاری، ابوزرعه رازی، اسحاق، ابو احمد حاکم، و ترمذی وی را تضعیف نموده اند. اما اگر قرار باشد جرح را بر تعدیل مقدم کنیم، آن گاه شاید تعداد احادیثی که برای اهل سنت باقی می ماند، از 50 عدد هم تجاوز نکند! زیرا اکثریت قریب به اتفاق روات اهل سنت دارای جرح و تعدیل به طور همزمان هستند. برای نمونه کافی است به این نکته اشاره کنیم که در رجال صحیح بخاری معتبرترین کتاب حدیثی اهل سنت، حد اقل 7 نفر متهم به کذب وجود دارد که توثیق هم شده اند!
ضمن این که در میان توثیق کنندگان سلمه کسانی هستند که در جرح و تعدیل بسیار سخت گیر می باشند و توثیق آن ها برای توثیق یک فرد کفایت می کند، مثل یحیی بن معین و ابو حاتم رازی.
اما آلبانی به قول حافظ ابن حجر استناد کرده که وی "كثير الخطأ" است. جالب است که آلبانی قسمت اول سخن ابن حجر یعنی "صدوق" را در نظر نگرفته و تنها به قسمت دوم سخن وی استناد می کند!
حال ببینیم که روش آلبانی در برخورد با افرادی شبیه سلمه چیست. یعنی افرادی که ابن حجر در موردشان گفته است: "صدوق كثير الخطأ". یعنی وی در جای دیگر نیز حدیث افرادی با همین شرایط را تضعیف کرده است یا نه؟! با مراجعه به سنن سه گانه ی ابن ماجه، ترمذی و نسائی که نظر آلبانی به عنوان تعلیقه ذیل احادیث ثبت شده معلوم می شود که وی در جای دیگر چنین رویه ای نداشته است. ما با یک جستجوی ساده نزدیک به 40 مورد را از 6 نفر یافتیم که آلبانی حدیث شان را صحیح نامیده است.
1- أسباط بن نصر الهمدانى ، أبو يوسف و يقال أبو نصر الكوفى
سنن ابن ماجه، ج 1 ص 583 ح 1822
سنن ابن ماجه، ج 2 ص 1382 ح 4127
2- حجاج بن أرطاة بن ثور بن هبيرة بن شراحيل بن كعب بن سلامان بن عامر بن حارثة بن سعد بن مالك النخعى أبو أرطاة الكوفى القاضى
سنن ابن ماجه، ج 1 ص 5 ح 9 + ص 200 ح 611 + ص 236 ح 711 + ص 492 ح 1541 + ص 619 ح 1924
سنن ابن ماجه، ج 2 ص 990 ح 2971
سنن الترمذي، ج 2 ص 485 ح 591
سنن الترمذي، ج 3 ص 100 ح 721
سنن الترمذي، ج 4 ص 18 ح 1400 + ص 146 ح 1586
3- عبد الله بن موسى بن إبراهيم بن محمد بن طلحة بن عبيد الله القرشى التيمى الطلحى ، أبو محمد الحجازى المدنى
سنن ابن ماجه، ج 1 ص 385 ح 1220
4- عمارة بن زاذان الصيدلانى ، أبو سلمة البصرى
سنن الترمذي، ج 5 ص 29 ح 2649
5- مطر بن طهمان الوراق ، أبو رجاء السلمى مولاهم ، الخراسانى ، مولى علباء السلمى
سنن ابن ماجه، ج 1 ص 673 ح 2083
سنن ابن ماجه، ج 2 ص 778 ح 2320 + ص 807 ح 2414 + ص 886 ح 2655 + ص 1143 ح 3455 + ص 1399 ح 4179
سنن النسائي، ج 6 ص 88 ح 3276
سنن النسائي، ج 7 ص 103 ح 4057 + ص 288 ح 4612
سنن النسائي، ج 8 ص 55 ح 4842 + ص 161 ح 5152
6- فليح بن سليمان بن أبى المغيرة ، الخزاعى و يقال الأسلمى ، أبو يحيى المدنى
سنن ابن ماجه، ج 1 ص 92 ح 252 + ص 280 ح 863 + ص 412 ح 1301 + ص 486 ح 1518
سنن ابن ماجه، ج 2 ص 1135 ح 3432
سنن الترمذي، ج 2 ص 45 ح 260 + ص 59 ح 270 + ص 86 ح 293 + ص 377 ح 503 + ص 424 ح 541
سنن الترمذي، ج 4 ص 690 ح 2556
توجه کنید که این احادیث همگی از سوی خود آلبانی صحیح دانسته شده اند! پس چرا آلبانی حدیث "سلمة بن الفضل" را که در مورد عائشه است، تضعیف می نماید؟! آیا پای امیال شخصی در میان است؟!!!
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
نقل قول از احسان عامری: به
و سلام بر شما
بنده هم دارم همانجا به ایرادهای شما پاسخ میدهم البته یکی یکی و گام به گام!! لطفا شما هم به مصداق ضرب المثل آسیاب به نوبت درباره یک ایراد بحث کنید تا انتها...... بعد برویم سر ایراد بعدی
پس تشزیف بیاورید اینجاhttp://www.islamtxt.net/content/question/761#comment-1487
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
نقل قول از احسان عامری: ظاهرا
امام بخاری از ابن اسحاق مستقیما حدیثی روایت نکرده اصرار بیخود چرا؟!
حدیث خود را با سند ذکر کرده بعد گفته فلان و فلان هم عین این روایت را دارند
مثل اینکه من حدیث اهل سنت را در وجوب سنگسار بیاورم و بعد بگوبم محمد باقر مجلسی هم این روایت را به سند خود نقل کرده، این دلیل نمیشود که شما نتیجه بگیرید سجودی از مجلسی نقل قول کرده پس او را قبول دارد پس هر حرف مجلسی در هر چیز درست است....... بس کنید خدا را بس کنید !
اگر از ریختن آبروی خود بخاطر نام جعلی نمیترسید از جهنم الله بترسید آن که دیگر جعلی نیست!!
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
نقل قول از احسان عامری:خود
ببین آقای عامری اگر بخاری او را قبول داشته پس چرا از او مستقیما حدیثی نقل نکرده؟ و بعد من برای ضعیف دانستن ابن اسحاق که خودم نظر ندادم تا متهم به بسوادی شوم نظر علمای خود مثل هیثمی و آلبانی را نوشتم اینکه شما از علمای ما بیشتر حدیث شناس باشی این دیگر در مغز من فرو نمیرود چون میبینم تو با این همه وقت و این همه تخصص به خود جرات نمیدهی بنشیی و احادیث مهمترین کتب شیعه را ( مثلا اصول کافی را)کارشناسانه تحقیق کنی و بما بگویی صحیح کدام است و غلط کدام..... نه شما نه هیچ عالم شیعه چنین نکرده اند و کتابی معتبر ندارید؟ دارید؟!!
باری به هر جهت..... شما فقط نظر کسانی را که محمد بن اسحاق را ثقه دیدیدند نوشتید و بقیه را قیچی کردید اینهم نظر باقی علما درباره ابن اسحاق از کتاب جرح و تعدیل :
نا عبد الرحمن قال قرئ على العباس بن محمد الدوري قال سئل يحيى بن معين عن محمد بن اسحاق احب اليك أو موسى بن عبيدة ؟ فقال محمد بن اسحاق، محمد ابن اسحاق صدوق ولكنه ليس بحجة،
نا عبد الرحمن نا أبو سعيد نا ابن ادريس قال قلت لمالك بن انس وذكر المغازى فقلت قال ابن اسحاق انا بيطارها
فقال قال لك انا بيطارها ؟ نحن نفيناه عن المدينة.
نا عبد الرحمن نا مسلم بن الحجاج النيسابوري.
قال حدثنى اسحاق بن راهويه قال نا يحيى بن آدم قال نا ابن ادريس قال كنت عند مالك بن انس وقال له رجل يا ابا عبد الله انى كنت بالرى عند ابى عبيد الله و ثم محمد بن اسحاق فقال محمد ابن اسحاق اعرضوا على علم مالك فانى انا بيطاره، فقال مالك دجال من الدجاجلة يقول اعرضوا على علمي،
نا عبد الرحمن نا ابى حدثنى مقاتل بن محمد الرازي عن ابى داود يعنى الطيالسي قال نا عمر بن حبيب قال قلت لهشام بن عروة حدثنا محمد بن اسحاق قال ذاك كذاب.
نا عبد الرحمن قال نا اسمعيل بن ابى الحارث نا احمد بن محمد بن حنبل عن يحيى بن سعيد يعنى القطان قال قال هشام بن عروة هو كان يدخل على امرأتي ؟ يعنى محمد بن اسحاق - كالمنكر،
نا عبد الرحمن نا صالح بن احمد بن محمد بن حنبل نا على يعنى ابن المدينى قال سمعت يحيى يعيى ابن سعيد القطان يقول قلت لهشام بن عروة ان ابن اسحاق يحدث عن فاطمة بنت المنذر فقال أهو كان يصل إليها ؟
فقلت ليحيى كان محمد بن اسحاق بالكوفة وانت بها ؟ قال نعم، قلت تركته متعمدا ؟ قال نعم تركته متعمدا ولم اكتب عنه حديثا قط.
ثنا عبد الرحمن نا ابى حدثنى مقاتل بن محمد الرازي حدثنا أبو داود نا حماد بن سلمة قال لولا الاضطرار ما حدثت عن محمد بن اسحاق، نا عبد الرحمن نا ابى قال سمعت ابا حفص الفلاس قال كنا عند وهب بن جرير فانصرفنا من عنده فمررنا بيحيى بن سعيد القطان فقال اين كنتم ؟ قلنا كنا عند وهب بن جرير يعنى يقرأ علينا كتاب المغازى عن ابيه عن ابن اسحاق، قال تنصرفون من عنده بكذب كثير،
نا عبد الرحمن نا عباس بن محمد الدوري قال سمعت احمد بن حنبل وذكر محمد ابن اسحاق فقال اما في المغازى واشباهه فيكتب واما في الحلال والحرام فيحتاج إلى مثل هذا - ومد يده وضم اصابعه،
نا عبد الرحمن نا محمد بن هارون الفلاس المخرمى قال سألت يحيى بن معين عن محمد بن اسحاق فقال ما احب ان احتج به في الفرائض،
نا عبد الرحمن انا أبو بكر بن ابى خيثمة فيما كتب إلى قال سمعت يحيى بن معين وقيل له ايما احب اليك موسى بن عبيدة الربذى أو محمد بن اسحاق ؟ فقال محمد بن اسحاق، قال وسمعت يحيى يقول لم يزل الناس يتقون حديث محمد بن اسحاق،وسمعته مرة اخرى يقول ليس بذاك هو ضعيف،
نا عبد الرحمن قال سمعت ابى يقول محمد بن اسحاق ليس عندي في الحديث بالقوى ضعيف الحديث وهو احب إلى من افلح بن سعيد يكتب حديثه.
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
السلام علیکم و رحمه
السلام علیکم و رحمه الله
استاد وقت بخیر
امیدوارم که سالم وسلامت در پناه الله باشید.
خواستم یک موضوع رو یاداوری کنم خدمتتون
اینها خودشان که این مطالب رو نمینویسند.اینها را از تو گوگل سرچ میزنند و سریع کپی میکنند و تا شما جواب دهید موضوع را عوض میکنند و یک چیز دیگر کپی میکنند
شما خودتان را ناراحت نفرمائید
الله به شما خیر و برکت دهد ان شاء الله
در پناه الله
فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿۱۷﴾
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ﴿۱۸﴾
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید
یک سوال
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
جناب ابومصعب سلفی عزیز :
مکن است لینک گوگل مطالب جناب عامری را برای ما بیان نمایید !
وارد شوید یا ثبت نام کنید و دیدگاهتان را بنویسید